تبليغاتX
پستو - شبهای سیاه تهران













Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


پستو

 

بعضی اوقات اتفاقاتی در طول شبانه روز در زندگی ما میفته که شاید به سادگی از کنارش میگذریم

اما شاید یک وقتی مثلا شب موقع خواب بهش خیلی فکر کنیم

چند روز پیش یک همچین اتفاقی برای من افتاد

شاید در نگاه اول خیلی ساده بشه از کنار این قضیه گذشت اما نتونستم بهش فکر نکنم

یک شب چهارشنبه

بلوار میرداماد-ساعت 8:30 شب

با پدر و مادرم برای دیدن یکی از دوستان راهی خونشون بودیم که پدرم از من خواست کنار خیابون نگه دارم

پدرم برای خرید پیاده شد

من در صندلی راننده نشسته بودم و مادرم در صندلی عقب پشت من وپدرم هم کنار من نشسته بود که پیاده شد

با مادرم مشغول صحبت بودم که خانمی شاید حدود بیست ساله(اگر سن رو بر حسب صورت سنجیده باشم)

از پنجره صندلی شاگرد سرش رو داخل کرد و گفت :

چهل تومن یه شب

من که اصلا حواسم نبود لحظه ای خیره نگاه کردم به صورت دختر و تازه فهمیدم چی میگه و اون خانوم هم متوجه حضور مادرم در ماشین شد... و همراه با پوزخند و خیلی خونسرد و با قدمها آروم رفت و از ماشین دور شد...

تمام این ماجرا در یک دقیقه اتفاق افتاد

اما بار اول نبود و بار آخر هم نخواهد بود...

نمی دونم چرا دلم برای اون دختر و دخترایی مثل اون می سوزه

نمی تونم قبول کنم انسانی بدکاره متولد می شه...

نمی تونم قبول کنم که فقط خانواده باعث این ناهنجاری شده باشه...

من جامعه و فرهنگ رو هم مقصر میدونم

بارز ترین دلیل رو می شه با یک مثل قدیمی توجیه کرد....

انسان رو از هر چیزی منع کنی به اون حریص تر می شه..

عدم آموزش . عدم آزادی جنسی متعارف . فرهنگ غلط وعقب اقتاده . فقر و تنگدستی و هزار دلیل دیگه که کشور ما هم همش رو شامل می شه مقصران اصلی این فحشایی هستند که کشور ما رو سراسر فرا گرفته

در اخبار شنیدم که فاز جدید طرح ارتقای امنیت اجتماعی از اول مهر شروع  می شه...

بازم همون بگیر و ببند..همون عکسها...همون ماشین های گشت ارشاد

صورت زنان و دختران با خشم...

و باز هم یک چهارشنبه دیگه و بلوار میرداماد و دختر و تکرار مکررات

ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم

یاد گرفتیم که فقط صورت مسئله رو پاک کنیم

باید قبول کرد که از ماست که بر ماست

  

+نوشته شده در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت15:42توسط نیما گل محمدی | |