تبليغاتX
پستو













Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


پستو

 

دوست دارم که مثل یک کرم ابریشم از پیله زندگی روزمره خلاص شم..

چه فایده داره وقتی تو خلسه زندگی میکنم..قرص..سیگار....خلسه...خلسه..خلسه..

زخمهام مرحم نشده اند...روشون رو پوشونده بودم...حالا روی همون زخم دوباره خنجر خورده..و حالا جای زخم گندیده.. عفونت زخم تمام روحم رو فرا گرفته

به قول صادق هدایت:

در زندگي زخمهايي هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا مي خورد و مي تراشد.

و وقتی به یک اصولی در روابطم پایبند بودم

به قول گابریل گارسیا مارکز:

اخلاقیات بستگی به زمان یا زمانه داره، خواهی دید.

و وقتی که روحم در خلسه کامل فرو رفته

 هدایت :افكار پوچ!  از هر حقيقتي بيشتر مرا شكنجه ميكند آيا اين مردمي که شبيه من هستند ، که ظاهراً احتياجات و هوا و هوس مرا دارند ، براي گول زدن من نيستند؟ آيا يك مشت سايه نيستند که فقط براي مسخره کردن و گول زدن من بوجود آمده اند؟ آيا آنچه که حس ميكنم ، مي بينم و ميسنجم سرتاسر موهوم نيست؟ که با حقيقت خيلي فرق دارد؟

حالا هم که از همه بریده ام:

هدایت:در طي تجربيات زندگي به اين مطلب برخوردم که چه ورطه ي هولناکي ميان من و ديگران وجود دارد و فهميدم که تا ممكن است بايد خاموش شد ، تا ممكن است بايد افكار خودم را براي خودم نگه دار.

از زماني که همه ي روابط خودم را با ديگران بريده ام ، ميخواهم خودم را بهتربشناسم.

وقتی که بی تفاوت به زمان  و مکان فقط زندگی می کنم از دید عزیزانم هم پنهان شده ام..تنهای تنها..و زخمی تر از همیشه....

 نمی دونم من به دنیا و آدماش پشت کردم یا دنیا و آدماش به من....

 

شاید این آخرین نوشته من در وبلاگم باشه

خدانگهدار....شاید برای همیشه

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت18:11توسط نیما گل محمدی | |