تبليغاتX
پستو













Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


پستو

********************************************

به اطلاع هموطنان عزيز مي‌رساند از آنجا كه اكثر پروازها در كشور با خير و خوشي به سقوط منتهي مي‌شود، شركت ابن‌الوقت و شركا براي جلوگيري از خسارات احتمالي به شهروندان اقدام به وارد نمودن تعداد محدودي ضدهوايي و موشك‌هاي SAM 7 نموده تا شهروندان محترم آن را در پشت‌بام خود نصب و به محض نزديك شدن هواپيما به اطراف محل مسكوني از سقوط آن به روي منزل خود جلوگيري نمايند. لطفاً جهت ثبت‌نام با شماره‌هاي ما تماس بگيريد.

 كافورگشت به مناسبت سال نو برگزار مي‌كند: تور بزرگ سياحتي ايران‌گردي... با تورهاي ما براي هميشه جاودانه شويد. بليط رفت بدون برگشت با قيمت استثنائي... ترانسفر و اقامت در هتل ده ستاره بهشت زهرا بعد از پرواز... صبحانه، نهار، شام در جوار ملكوتي ملك‌الموت. 

مسافرين محترم شركت خدمات هوائي پرواز آخرت مي‌توانند اشياء زير را به عنوان بار دستي مجاناً حمل نمايند: يك دست كفن، كمي كافور و يك پلاك نسوز... در صورتي كه تابوت نسوز همراه آورده‌ايد برچسب مخصوص جامه‌دان را روي آن الصاق فرماييد.

 

 مسافرين محترم پرواز شماره 777 لطفاً با در دست داشتن كارت پرواز و وصيت‌نامه و پوشيدن كفن به سالن پرواز مراجعه فرمايند. 

امروز در فرهنگستان زبان فارسي، بحث تندي در مورد جايگزيني واژه‌ي ?سقوط‌گاه? به جاي ?فرودگاه? اتفاق افتاد. برخي از استادان عقيده داشتند سقوط‌گاه به محل سقوط بيشتر مي‌خورد تا فرودگاه و بهتر است چون در فرودگاه‌ها ديگر فرودي انجام نمي‌شود و هواپيماها ديگر برنمي‌گردند، واژه‌ي كشتارگاه يا قتلگاه يا قربانگاه به كار برده شود. يكي هم واژه‌ي ?هواپسانه ? يا ?هوانمانه? را پيشنهاد داد. يكي از استادان لوس و متعصب هم پيشنهاد كرد كه از واژه‌ي افريشته‌ گشتوراسپ‌گاه استفاده شود.
 

اكنون كه به حول و قوه‌ي الهي از ديار فاني عازم ديار باقي با پرواز تهران شيراز هستم وصيت‌نامه‌ي خود را به بليت پرواز مربوطه الصاق و از خانواده و دوستان و آشنايان حلاليت مي‌طلبم. 

انا لله و انا اليه راجعون، خدايا با نام تو آغاز مي‌كنيم و با نام تو سفر آخرمان را به پايان مي‌بريم. مسافرين محترم پرواز 777 من خلبان يكم جان‌سيرنژاد از طرف خودم و شركت خدمات هوايي Iran End Air و خدمه هواپيما پرواز آخر خوشي را برايتان آرزومندم.
دماي فعلي در خارج هواپيما 15 درجه هست و ما پيشاپيش كولرها را روشن كرده تا دما به چند درجه سانتيگراد زير صفر برسد و از فريز شدن خود قبل از مرگ لذت ببريد.
در صورت بروز هر گونه اتفاق ناگهاني و نقص در پرواز مسافرين محترم مي‌توانند از دو در عقب و دو در جلو و از ارتفاع بالا خودشان را با ملاج به پايين بيندازند. در بالاي سر شما ماسك‌هايي حاوي گاز كشنده سيانور تعبيه شده كه در صورت سالم ماندن هواپيما پس از سقوط مي‌توانيد از آنها استفاده نماييد. در صندلي جلو شما راهنمايي شامل دعاي شب اول قبر و انواع ادعيه تعبيه شده است. لطفاً صندلي را به حالت كاملاً افقي درآورده و اشهد آخرتان را بخوانيد.

 

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384ساعت2:18توسط نیما گل محمدی | |

عجب آشفته بازاری شده این ایران ما..

حدود ۱ ماهه ما تو این دیار غربت تشنه یک خبر خوب از دیارمون هستیم...اما ...

تو یک ماهه اخیر من شخصا نشده یک بار اخبار ‌‌BBC رو ببینم و اولین خبر در مورد ایران و انرژی هسته ای زهر ماری نشنوم...

آدم حالش بهم می خوره...بابا نخواستیم..حتی  برای برق و گرما ....خسته شدیم دیگه...حاضریم تو سرما بمیریم و تو تاریکی زندگی کنیم و این انرژی هسته ای رو نداشته باشیم..

یعنی این گرما و برق اونم از طریق انرژی هسته ای اونقدر مهمه که پرونده ما به شورای امنیت ارجاع داده بشه و ما رو تحریم کنن...خیلی اوضاع مردم و خط فقر و تورم و گرونی خوب بود که حالا تحریم هم بشیم...

۳ نوع برداشت مختلف از ۳ قشر مردم جامعه به وجود اومده..

۱- دسته اول با تحریم موافق هستند و خوشحال شدن . این دسته آدمایی هستن که از نظر مالی مشکلی ندارن..و از قشر مرفه جامعه هستن..اما کار و بارشون با دولت و شرکتهای دولتی دخلی نداره..و تحریم ایران باعث کوچکترین تغییری در وضعشون نمی شه..این قشر جامعه تنها مشکلشون نظامه و از بیرون گود میگن لنگش کن..جلسات بحث همیشگی این افراد در مورد تغییر نظام معمولا بعد از سیر شدن شکمشون در یک رستوران مجلل در هنگام صرف دسر تشکیل میشه..

۲-  دسته دوم افرادی هستند که وضع مالیشون بعضاْ از افراد فوق الذکر بهتره ...اما متاسفانه یا خوشبختانه این وضعیت مالی رو مدیون به شرکتهای دولتی و نیمه دولتی که قراردادهای میلیاردی با شرکتهای خارجی دارن هستند...این افراد سخت و محکم با تحریم مخالف هستند..مسلماْ تحریم برای این افراد به معنی لغو قرار دا هاشون خواهد بود و .....جلسات مباحثه که تشکیل میدن در بعضی مواقع با همراهی افراد شماره ۱ خواهد بود...و وقتی افراد شماره ۱ ازشون می پرسن که چرا مخالفید و چون نمی تونن پرده از قراردادهاشون با شرکتهای خارجی و به باد دادن ثروت های ایران بردارن میگن :وضع از همین هم که هست بدتر میشه....مردم گشنه می مونن..شما فکر گرسنه ها نیستید و از این حرفها....

۳- در مورد قشر متوسط جامعه نمی شه زیاد چیزی گفت ...این قشر چند سالی هست که زندگیشون رو به موج سپردن ...این موج در بعضی مواقع اونارو رسونده به سطح افراد شماره ۱ و ۲ (که البته احتمالش خیلی کمه) و در اکثر مواقع رسونده به افراد شماره ۳ و ۴ که خواهم گفت...این افراد زیاد سعی می کنن بحث نکنن و شبا زور بخوابن که به موقع سر کارشون حاضر شن...

۴- اما قشر فقیر...اگر ما طبق گفته آمار خط فقر رو سیصد هزار تومان قرار دهیم پس این افراد اکثریت جامعه ما رو تشکیل می دن..خود این قشر تقسیم به دو دسته می شن..یکی اونایی که موافق تحریم هستند و می گن شاید فرجی بشه و اوضاع روبراه شه...و دسته دوم مخالفین تحریم هیتند چون می ترسن اوضاع از این بدتر شه..جلسات مبحثه این افراد معمولا همراه با خانواده هاشون تشکیل میشه و معمولاْ آخرش به یه نتیجه می رسه..

خدا به ما بدبخت بیچاره ها رحم کنه..

۵- این قشر از جامعه نیازی به توضیح ندارن..یک سری آدم بی سواد که فقط چشماشون رو بستن و

می گن انرژی هسته ای حق ماست  و اگه ازشون بپرسی انرژی هسته ای چیه احتمالاْ میگن همونیه که حق ماست..

 

این که انرژی هسته ای حق ماست بحثی نیست....اما ما از اصل قضیه خارج شدیم...نه دنیا می تونه ثابت کنه که ابران می خواد بمب اتم درست کنه..نه ایران می تونه ثابت کنه که این انرژی رو فقط برای مقاصد صلح آمیز میخواد...

و ما مردم مثل توپ داریم وسط این میدون اینور اونور میریم....

و واقعاٌ بیچاره قشر فقیر جامعه که تو این سالها بیشترین ضربه رو از این قمار های سیاسی خوردن و هیچکس هم به فکرشون نیست..

 

راستی دیشب بازم BBC رو دیدم..این بار هم تیتر اول ایران بود...اما بحث انرژی هسته ای نبود..حمله تعدادی از مردم !!!!  به سفارت دانمارک در ایران بود...دوستان تازه یادشون افتاده بود که دارن از سوریه و لبنان در سوزاندن ساختمان سفارت عقب می افتن.. آیا کار کثیفی رو که دانمارکی ها در توهین به پیامبر اسلام کردن باید با این کار زشت جواب داده بشه...آیا بهتر نبود ما مسلمان ها با راه بهتری نشون میدادیم که  تفکر دنیا در مورد اسلام و خشونت در اسلام در اشتباه است؟

البته به نظر من مجازات شخصی که این کاریکاتورهای احمقانه و زشت رو کشیده و توهین به پیامبر اسلام کرده حداقل کاریه که دولت دانمارک می تونه انجام بده...

به امید روزی که بهترین و شاد ترین خبرها تیتر اخبار تمام خبرگزاری های دنیا در مورد ایران باشه..

 

+نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن 1384ساعت17:47توسط نیما گل محمدی | |

 

هنوز از پس این دوریها..از پس این آزارها..از پس این دل شکستن ها ...دلم هواش رو داره...دلم به شوق صداش پر می کشه...تمام وجودم رو گرم می کنه..

هنوز دلم در پس غرور آذر ماهیش  گم شده...حتی غرورش هم دوست داشتنیه...

نمی دونم....بی تفاوتی صدای گرمش هم شوق نفس هامه.....

دلم تنگه....برای اون..برای خودم...برای خاک کوچمون ...برای بچه گی هام..

برای کرسی مادر بزرگ...برای خوردن آب از شلنگ باغبونمون در آتیش گرمای مرداد ماه بعد از بازی در کوچه های خاکی...

برای بوی غذای نذری همسایه...

برای خوردن بستنی بعد از مدرسه....برای شوق شنیدن صدای زنگ تفریح....برای دلهره شب های امتحان...

برای بوسه های شبانه مادر قبل از خواب...

دلم برای خودم هم تنگ شده..... اونقدر برای پیدا کردنش گشتم که خودم رو در پس پرده های نازک عشقش گم کردم...

نه خودم رو پیدا می کنم...نه اون منو به خودم پس می ده....

چقدر آرزو داشتم بزرگ شم...صدای پدر هنوز تو گوشمه که می گفت یه روز حسرت می خوری که چرا بزرگ شدی...

و حالا به حرف پدر رسیدم...

کاشکی هیچوقت بزرگ نمی شدم...هیچ وقت عاشق نمی شدم و هیچوقت خالصانه عشقم رو تقدیم نمی کرم....

اونقدر برای زندگی تلاش کردم که مردم ...اونقدر عاشقش شدم تا قلبم تموم شد...

حالا من موندم بدون خودم...بدون زندگی...بدون قلب...و بدون او....

حالا به کی باید گلایه کنم؟

از کی باید از دست رفته هایم رو پس بگیرم...

هر چه را که ساختم...عاقبت شکست....شکست...شکست.....

سهم من از تو چه بوده غیر آزار..تویی که دنیا برات شده یه بازار...من تو رو به چشم یاری دیده بودم...اما تو مرا تنها به چشم یه خریدار...

تو نتونستی بفهمی که وفا خریدنی نیست...چینی شکسته دل دیگه پیوند شدنی نیست...

 

+نوشته شده در یکشنبه دوم بهمن 1384ساعت2:48توسط نیما گل محمدی | |